عبد الغفار بن علي محمد ( نجم الدوله )

111

سفرنامه دوم نجم الدوله به خوزستان ( فارسى )

در روى عضلات برويد ، خيلى مشكل است . بايد آنچه خارج مىشود پيچيد به دور قلم و با دستمال بست و به احتياط راه رفت تا تمام خارج شود و اگر خدا نخواسته پاره شد ، كار خيلى مشكل مىشود و صدمه مىزند و گاه به هلاكت مىكشد و از قرار مذكور ، چندان دخلى به نظافت و پاكيزگى ندارد و نه به كثافت . قاعدهء كلّى ندارد و الآن دو ثلث جمعيّت شهر مبتلا شده‌اند و بعضى دو سه مرتبه و گاه يك مرتبه در دو سه محل بيرون مىآيد . امروز عصر شنبه 27 [ رجب ] قونسل انگليس و نايب اوّل فرمانفرماى هندوستان در جهاز نشسته ، رفتند به سمت اهواز . امروز يكشنبه 28 [ رجب ] در ساعت 5 به غروب مانده جناب آقاى امين السّلطان تشريف آوردند در عمارت دولتى بر سر دستگاه تلگراف ، و به توسّط نصر اللّه خان ، جناب نظام السّلطنه و چاكر را طلبيدند ، اظهار لطف زبانى زياد نمودند . حكومت عربستان را امساله نيز مستقلّا به معزىّ اليه واگذار نمودند و بعد از چهار ساعت سؤال و جواب‌هاى رمزى و رسمى كه با معزىّ اليه فرمودند ، حقير را مخاطب ساخته ، فرمودند كه چون موكب همايون مدّت شش ماه در سفر فرنگستان خواهند بود ، بهتر اين است كه تو بمانى براى رسيدگى كارهاى اينجا كه امساله بايد ساخته شود و پل شوشتر چهل و پنج هزار تومان به مباشرى حاجى استاد على ، تعمير پل دزفول هزار و پانصد تومان و ساختن ابنيهء دولتى در محمّره و اهواز و بند قير بيست و نه هزار تومان مجموع هفتاد هزار تومان مىشود « 1 » . حقير تلگرامى عرض نمود كه : براى اين كارها توقّف اين بنده چندان سود ندارد . يك نفر مهندس مثل عباسعلى خان را هرگاه مأمور فرماييد ، كافى است . جناب نظام السّلطنه در اين بين مدّعى شدند كه : خوب برفرض كه حضور تو لازم نباشد ، محمّد حسن ميرزا كه حاضر است بماند . چرا بايد از طهران مهندس مأمور نمود ؟ محمّد حسن ميرزا تحاشى زياد نمود و سوگندها ياد كرد كه من هرگز نه پل ساخته‌ام و نه سدّ و نه راه و اطّلاع از هيچ‌كدام ندارم . منتهاى هنر من برآورد و بازديد عمارتى است و از عهدهء اين كارها نتوانم برآمد . واقعا هم راست مىگفت ؛ ولى جناب نظام السّلطنه باور نمىكردند و كار به گفتگو و برودت كشيد . نقشه‌هاى خالصه‌جات هم كار او نبود . على خان پسر ملك الشعراء [ آنها را ] مىكشيد . امروز صبح دوشنبه 29 رجب باز رفتيم تلگرافخانه و تلگرامى خدمت جناب آقاى امين السّلطان عرض نموديم و عصر نوّاب نوذر ميرزا تشريف آوردند به ديدن حقير و هكذا رضا قلى خان برادرزادهء جناب نظام السّلطنه و حاجى ملك و حاجى معين و عصر ، به عنوان

--> ( 1 ) . مجموع ارقام مذكور هفتاد و پنج هزار و پانصد تومان مىشود نه هفتاد هزار تومان ! ( مصحح ) .